نام استاندارد انگلیسی Chest Pass است و شکل نوشتاری Chest pass هم دیده میشود. در تمرینهای فارسی ممکن است برچسبهایی مثل پاس دو دست سینه، پاس سینه به سینه، پاس دو دست سینه به سینه، پاس دودست سینه، پاس دودست سینه به سینه، پاس دو دست داخل سینه، پاس سینه ای، پاس سینهای، پاس مستقیم، پاس دو دست مقابل سینه، پاس دو دست سینه بسکتبال و پاس سينه به سينه را هم ببینید. همهی این نامها به همان خانواده پاس دودست مستقیم از مقابل سینه اشاره میکنند.
آموزش پاس سینه
برای آموزش پاس سینه از فاصلهی کوتاه شروع کنید؛ جایی که بازیکن مجبور نباشد برای رساندن توپ فرم را خراب کند. هدف اولیه فقط سرعت نیست. پاس باید هم سریع باشد، هم دقیق، هم قابلگرفتن و هم طوری برسد که همتیمی بتواند حرکت بعدی را بدون مکث اضافه انجام دهد.
اجرای طرز صحیح پاس سینه را با این هفت مرحله تمرین کنید:
- روبهروی هدف در حالت متعادل بایستید، زانوها کمی نرم و سر بالا باشد.
- توپ را با دو دست مقابل بخش میانی سینه بگیرید؛ انگشتها باز و شستها پشت توپ باشند.
- پیش از پاس، خط بین خودتان و همتیمی را نگاه کنید؛ اگر مدافع در مسیر مستقیم است، نوع پاس را عوض کنید.
- یک قدم کوتاه و طبیعی به سمت هدف بردارید و همزمان وزن را رو به جلو منتقل کنید.
- دستها را از مقابل سینه رو به هدف باز کنید؛ توپ را از پایین شکم یا بالای سر پرتاب نکنید.
- در لحظهی رهاسازی مچها را بشکنید، انگشتها را رو به هدف ادامه دهید و شستها را پایین بیاورید تا توپ چرخش رو به عقب ملایمی بگیرد.
- بعد از پاس در تعادل بمانید و بلافاصله آمادهی کات، جابهجایی یا دریافت دوباره شوید.
برای یک گیرندهی تقریباً ثابت، هدف مناسب همان ناحیهی سینه است. اگر گیرنده در حال دویدن است، نقطهی هدف باید کمی جلوتر از مسیر او باشد تا مجبور نشود برای گرفتن توپ بایستد یا به عقب برگردد.
روی کارت مبتدی ممکن است جملهی رایج ترین پاس دربسکتبال نوشته شود. آن را بهعنوان یادآور اهمیت پاس سینه بخوانید، نه یک قانون مطلق؛ در بازی واقعی انتخاب پاس به فاصله، زاویه، مدافع و حرکت گیرنده بستگی دارد. همینطور دو جملهی یکی از رایج ترین وسریع ترین پاس های بسکتبال است و متداولترین وسریعترین پاس در بسکتبال است را در تمرین فقط به این معیار تبدیل کنید: وقتی خط مستقیم باز است، پاس باید سریع و قابلگرفتن برسد، نه اینکه صرفاً با بیشترین قدرت ممکن پرتاب شود.
گرفتن توپ و وضعیت شروع مقابل سینه
توپ را نزدیک مرکز سینه نگه دارید، نه چسبیده به بدن و نه دور از آن. انگشتها روی دو طرف توپ پخش باشند و کف دستها کاملاً به توپ نچسبند. شستها پشت توپ قرار میگیرند تا هنگام باز شدن دستها و چرخش مچ، کنترل مسیر حفظ شود.
آرنجها را کمی خم و نزدیک مسیر طبیعی بدن نگه دارید. باز کردن زیاد آرنجها حرکت را کند میکند و به مدافع فرصت بیشتری برای خواندن پاس میدهد. شانهها رها باشند و سینه رو به هدف قرار بگیرد، مگر اینکه برای فریب یا عبور از زاویهی دفاعی مجبور باشید بدن را کمی تغییر دهید.
پاها کمی باز و وزن روی میانه و جلوی پا باشد. حالت کاملاً صاف و خشک باعث میشود انتقال نیرو فقط از دستها انجام شود. زانوهای نرم کمک میکنند بدن و دستها با هم کار کنند.
برای تمرین هدفگیری، روی سینهی همتیمی یک ناحیهی فرضی بسازید و به خودتان یادآوری کنید: محل ارسال پاس: سینه ی فرد گیرنده. بعد از ده پاس ایستا، گیرنده را وادار کنید نیمقدم به راست یا چپ حرکت کند تا یاد بگیرید هدف واقعی همیشه یک نقطهی ثابت روی لباس او نیست.
یک کارت دیگر با جملهی هدف پاس، ناحیه سینه دریافت کننده است بسازید و سه معیار زیر آن بنویسید: گیرنده مجبور نشود خم شود، دستها را بالای سر ببرد یا برای گرفتن توپ به عقب برگردد. اگر یکی از این سه اتفاق تکرار میشود، دقت پاس هنوز کافی نیست.
عبارت اولین پاس هوایی است که برای حرکت توپ موثر و مناسب است را در برنامهی مبتدی بهعنوان عنوان یک ایستگاه آموزشی استفاده کنید: بازیکن باید بدون برخورد توپ با زمین، ده پاس مستقیم و قابلگرفتن بفرستد. هدف این ایستگاه تثبیت مفهوم پاس هوایی مستقیم است، نه ادعای اینکه در همهی برنامههای آموزشی جهان حتماً این پاس «اولین» انتخاب است.
عملکرد دستها و پاها در پاس دو دست سینه
عملکرد دست ها و پاها در اجرای پاس دو دست سینه باید یک حرکت پیوسته باشد. اگر پاها و تنه هیچ نقشی نداشته باشند، بازیکن برای تولید سرعت مجبور میشود توپ را فقط با شانه و بازو هل بدهد؛ اگر پاها خیلی زود یا خیلی دیر حرکت کنند، دقت پاس کم میشود.
از حالت آماده، قدم کوتاه را همزمان با باز شدن دستها شروع کنید. انرژی از زمین، پاها و تنه به جلو منتقل میشود و در انتها مچ و انگشتها جهت نهایی را میسازند. این همان جایی است که جملهی یک گام در جهت پاس بردارند کاربرد عملی پیدا میکند: قدم باید کمککنندهی پاس باشد، نه آنقدر بلند که بدن را از تعادل خارج کند.
در پایان حرکت، پشت دستها کمی رو به هم میآید و شستها به پایین اشاره میکنند. چرخش ملایم رو به عقب باعث میشود توپ پایدارتر حرکت کند و دریافت آن راحتتر شود. توپ را با کف دست هل ندهید؛ آخرین تماس باید بیشتر با انگشتها باشد.
برای سنجش هماهنگی، تمرین سهمرحلهای انجام دهید:
- پنج پاس فقط با تمرکز بر قدم و انتقال وزن؛
- پنج پاس با تمرکز بر مچ و چرخش توپ؛
- ده پاس کامل که قدم، باز شدن دستها و رهاسازی تقریباً یک زمانبندی واحد داشته باشند.
کارت مربی با جملهی علت استفاده به دلیل سرعت زیاد این پاس را به آزمون کیفیت تبدیل کنید: اگر برای سرعت بیشتر آرنجها از مسیر بیرون میروند، توپ بالا و پایین میشود یا گیرنده مجبور است توپ را جمع کند، سرعت اضافه ارزشی ندارد. سرعت خوب حاصل مسیر کوتاه، انتقال وزن و رهاسازی تمیز است.
برای تمرین دوزبانه میتوانید روی یک کارت بنویسید Chest Pass – پاس دو دست سینه و روی کارت دوم پاس سینه Chest pass. هر دو کارت باید یک اجرای یکسان را نشان دهند: شروع مقابل سینه، قدم کوتاه، دستهای رو به جلو و پایان مچ.
قدم برداشتن در جهت پاس
در نسخهی پایه، قدم کوتاه به سمت هدف به پاس نیرو و جهت میدهد. لازم نیست برای همهی بازیکنان یک پای ثابت تعیین کنید؛ مهم این است که قدم طبیعی باشد، مرکز ثقل از کنترل خارج نشود و بازیکن بعد از رهاسازی آمادهی حرکت بعدی بماند.
برای تمرین ایستا، هر ده پاس پای جلو را عوض کنید. یک ست با پای راست جلو، یک ست با پای چپ جلو و بعد ست سوم با انتخاب آزاد. این کار کمک میکند پاس فقط به یک الگوی پا وابسته نشود.
در بازی، همیشه فرصت قدم کامل وجود ندارد. ممکن است پس از دریافت توپ مجبور شوید سریع پاس دهید، در حال دویدن باشید یا از کنار مدافع زاویه بسازید. به همین دلیل پاس در حرکت باید خیلی زود وارد برنامه شود. دو بازیکن موازی حرکت کنند و توپ را بدون توقف ردوبدل کنند؛ پاس باید کمی جلوتر از گیرنده برسد تا ریتم دویدن او نشکند.
برای مرحلهی بعد، سه خط روی زمین بسازید. بازیکن پاسدهنده از خط اول حرکت میکند، روی خط دوم توپ را دریافت میکند و تا پیش از خط سوم باید یک Chest Pass دقیق بفرستد. امتیاز فقط وقتی حساب شود که بعد از پاس تعادل حفظ شده باشد.
اگر گام آنقدر بلند است که پای عقب از زمین کنده میشود و بدن به جلو میافتد، فاصله را کم کنید. اگر گام آنقدر کوچک است که هیچ انتقال وزنی دیده نمیشود و بازوها تمام نیرو را تولید میکنند، قدم را کمی واضحتر کنید.
در تمرین سرعتی، جملهی در پاسکاری های سریع و زمانی که مدافع بین یار نباشد استفاده می شود را به قانون تصمیم تبدیل کنید: قبل از هر پاس، بازیکن باید یک نگاه سریع به خط مستقیم بیندازد. اگر مدافع بین دو بازیکن وارد شد، امتیاز فقط با تغییر نوع پاس یا تغییر زاویه ادامه پیدا میکند.
همین معیار را با نگارش دوم هم تمرین کنید: درشرایطی که مدافعی بین دومهاجم وجودنداشته باشد استفاده می شود. هدف از تکرار این جمله حفظ کردن متن نیست؛ بازیکن باید بفهمد Chest Pass به یک مسیر مستقیم امن نیاز دارد.
فرستادن توپ مستقیم به سینه دریافتکننده
برای گیرندهی ثابت، توپ بدون هیچ قوسی به سینه ی پاس گیرنده ارسال شود یک یادآور ساده و مفید است: توپ نباید مثل پاس بلند بالا برود و دوباره پایین بیاید. مسیر کوتاه و مستقیم باعث میشود زمان پرواز کمتر و فرصت قطع پاس توسط مدافع محدودتر شود.
جملهی پاسی است مستقیم و بدون قوس را نیز همینطور اجرا کنید، اما آن را بیش از حد هندسی نکنید. هیچ پرتاب انسانی کاملاً خط صاف ریاضی نیست؛ منظور این است که Chest Pass نباید قوس آشکار و بلند داشته باشد.
برای درک مسیر، دو نوار باریک روی دیوار یا بین دو پایه فرضی بسازید و تلاش کنید توپ از داخل آن راهرو عبور کند. اگر پاس مرتب بالای راهرو میرود، احتمالاً توپ را از زیر به بالا هل میدهید. اگر توپ پایین میافتد، رهاسازی دیر یا انتقال وزن ناقص است.
یک تمرین دقیق دیگر با جملهی از ناحیه سینه پاس دهنده به سمت سینه پاس گیرنده فرستاده می شود بسازید: ده پاس در فاصلهی کوتاه بفرستید و فقط پاسهایی را بشمارید که هم از ناحیهی درست شروع میشوند و هم در محدودهی قابلگرفتن سینه تمام میشوند.
برای دریافتکنندهی در حال حرکت، همین اصل را کمی تغییر دهید. توپ را به فضای جلوی سینهی او هدایت کنید، نه به جایی که یک لحظه قبل بوده است. پاس خیلی عقب، سرعت حمله را میکشد؛ پاس خیلی جلو، کنترل را سخت میکند.
دو شکل قدیمی و دارای غلط املایی انگلیسی را اگر در دفتر یا برگهی قدیمی تمرین دیدید، فقط در کارت واژگان ثبت کنید: پاس دو دست سینه به سینه Straignt Pass و پاس دودست سینه به سینه STRAIGNT PASS. Straignt و STRAIGNT نام استاندارد انگلیسی نیستند؛ برچسب درست همان Chest Pass است.
برای کار واژگانی فارسی هم میتوانید چهار کارت بسازید: پاس دو دست سینه به سینه، پاس دودست سینه به سینه، پاس دو دست مقابل سینه و پاس دو دست سینه بسکتبال. اجرای هر چهار کارت باید یکسان بماند؛ هدف این است که تفاوت نوشتار باعث تفاوت مکانیک نشود.
زمان مناسب استفاده از پاس سینه به سینه
Chest Pass زمانی انتخاب خوبی است که فاصله کوتاه تا متوسط باشد، گیرنده آمادهی دریافت باشد و مسیر مستقیم توسط مدافع بسته نشده باشد. در این شرایط پاس سریع به سینه یا فضای جلوی حرکت همتیمی میتواند حمله را بدون مکث ادامه دهد.
تمرین تصمیمگیری را با سه گزینه اجرا کنید: Chest Pass، پاس زمینی و پاس بالای سر. مربی یا همتیمی هر بار جای دست یا بدن مدافع فرضی را عوض کند. اگر مسیر سینه باز بود، Chest Pass؛ اگر دستهای مدافع بالا بود و مسیر پایین باز شد، پاس زمینی؛ اگر زاویهی بالاتر امنتر بود، پاس بالای سر را انتخاب کنید.
عبارت پاس سینهای : بین دو بازیکن با فاصله کم و افزایش تدریجی فاصله یک مسیر پیشرفت بسیار کاربردی است. از سه متر شروع کنید؛ وقتی هشت پاس از ده پاس دقیق بود، یک قدم فاصله را بیشتر کنید. اگر فرم خراب شد، به فاصله قبلی برگردید. هدف رکورد فاصله نیست، حفظ کیفیت است.
فاصلهی خیلی زیاد معمولاً Chest Pass را به هل دادن سنگین با بازو تبدیل میکند. اگر برای رساندن توپ مجبورید بدن را به عقب ببرید یا قوس زیادی بدهید، گزینهی پاس دیگری منطقیتر است.
برای بازیکن متحرک، زمان پاس مهمتر از نقطهی ثابت سینه است. توپ باید طوری برسد که گیرنده بتواند در قدم بعدی شوت، دریبل یا پاس کند. پاس دقیق فقط پاسی نیست که «گرفته شود»؛ پاس خوب حرکت بعدی را هم آسان میکند.
کارت تصمیمگیری دیگری با جملهی اولین پاس هوایی است که برای حرکت توپ موثر و مناسب است بسازید و این بار سه موقعیت را نشان دهید: انتقال سریع توپ بدون مدافع، پاس به همتیمی در حال کات و پاس با مدافع در خط مستقیم. فقط در دو موقعیت اول اجازهی استفاده از Chest Pass بدهید؛ موقعیت سوم باید بازیکن را مجبور به تغییر زاویه یا نوع پاس کند.
تمرین پاسکاری و اشتباهات رایج پاس سینه
تمرین پاسکاری را از دو نفره شروع کنید و بعد به حرکت و تصمیمگیری برسید. کیفیت هر ست را با سه معیار بسنجید: دقت، قابلیت دریافت و زمانبندی. تعداد پاس زیاد بدون این سه معیار پیشرفت واقعی ایجاد نمیکند.
تمرینهای پیشنهادی را به این ترتیب اجرا کنید:
- پاس سینهای : بین دو بازیکن با فاصله کم و افزایش تدریجی فاصله — سه ست دهتایی؛ فقط بعد از هشت پاس دقیق فاصله را بیشتر کنید.
- پاس در حرکت — دو بازیکن موازی بدوند و توپ کمی جلوتر از مسیر گیرنده فرستاده شود.
- تمرین ستاره — پنج بازیکن در نقاط ستاره قرار بگیرند؛ بعد از پاس به نقطه بعدی جابهجا شوید تا زاویه و دریافت عوض شود.
- با پاس سینه به سینه — یک بازی محدود دوبهدو یا سهبهسه اجرا کنید که امتیاز فقط پس از دو Chest Pass متوالی در مسیر باز حساب شود.
- تمرین دایره — بازیکنان دور دایره قرار بگیرند و با فرمان مربی جهت پاس عوض شود؛ هدف، آماده بودن دست و نگاه قبل از دریافت است.
- تمرینات ویژه پاس دو دست — یک دقیقه دیوار، یک دقیقه شریک ثابت، یک دقیقه شریک متحرک و یک دقیقه مدافع سایه.
- #پاس #سینه با یک دست ( ONE HAND CHEST PASS ) — این را فقط بعد از تسلط بر نسخهی دودست بهعنوان نسخهی مرتبط تمرین کنید؛ مکانیک و شرایط استفادهاش با Chest Pass دودست یکی نیست.
برای یک کارت دانشی بنویسید نکاتی در مورد «پاس سینه» و زیر آن پنج چک سریع قرار دهید: سر بالا، خط پاس باز، قدم کوتاه، شستها پایین در پایان، توپ قابلگرفتن. این کارت باید قبل از ست سرعتی خوانده شود.
یک کارت دوم با جملهی پاس دادن، یک مهارت چالشبرانگیز برای آموزش، تمرین، توسعه و اصلاح است بسازید و هر هفته فقط یک متغیر را سختتر کنید: فاصله، حرکت، فشار مدافع یا زمان تصمیم. همهی متغیرها را یکباره سخت نکنید.
اشتباهات رایج و اصلاح آنها:
- توپ خیلی بالا یا پایین میرسد: هدف را روی محدودهی سینه یا فضای جلوی حرکت گیرنده مشخص کنید و فاصله را کم کنید.
- پاس قوس زیاد دارد: نقطه شروع را مقابل سینه نگه دارید و به جلو فشار دهید، نه رو به بالا.
- آرنجها خیلی باز میشوند: از دیوار نزدیک تمرین کنید و مسیر کوتاهتری برای دستها بسازید.
- توپ بدون چرخش یا با چرخش نامنظم میرود: پایان مچ و تماس آخر انگشتها را آهسته تمرین کنید.
- بدن بعد از پاس به جلو میافتد: قدم را کوتاهتر کنید و بعد از رهاسازی تعادل را نگه دارید.
- مدافع پاس را قطع میکند: مشکل لزوماً تکنیک دست نیست؛ شاید انتخاب Chest Pass در آن خط اشتباه بوده باشد. زاویه یا نوع پاس را عوض کنید.
- گیرنده برای گرفتن توپ میایستد: در پاس در حرکت توپ را کمی جلوتر از مسیر او بفرستید.
در پایان، پاس سینه به سینه قابلاعتماد یعنی توپ با دو دست و از مقابل سینه، با قدم و انتقال وزن هماهنگ، در مسیر کوتاه و امن به همتیمی برسد. سرعت بدون دقت کافی نیست و دقت بدون خواندن مدافع هم کافی نیست؛ پاس خوب هم فرم دارد، هم زمانبندی و هم انتخاب درست.

